مجتبی گهستونی، روزنامهنگار و دبیر سرویس نخبگان و سمنهای میراثآریا در یادداشتی نوشت: خوزستان، افزون بر آنکه خاستگاه بخشی مهم از تاریخ و تمدن ایرانزمین است، در گستره شمالی خود و در پیوند با دامنههای زاگرس، یکی از مهمترین کانونهای شناسایی و بازخوانی فرهنگ و تمدن الیمایی به شمار میآید؛ تمدنی که هنوز آنگونه که باید، شناخته نشده و آثار ارزشمندش در نقاط مختلف این پهنه تاریخی، پراکنده و در مواردی بیدفاع رها شدهاند.
در این میان، محوطه باستانی کلگه زرین مسجدسلیمان از جمله محوطههای بسیار مهمی است که لزوم انجام کاوشهای باستانشناسی در آن، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. این محوطه نهتنها میتواند به روشنتر شدن ابعاد ناشناختهای از استقرارها، آیینها، ساختارهای اجتماعی و هنری دوره الیمایی کمک کند، بلکه از نظر جایگاه جغرافیایی نیز در قلب یکی از مهمترین محورهای فرهنگی شمال خوزستان قرار دارد؛ محوری که از دیرباز، محل شکلگیری و تداوم زیست انسانی، تعاملات فرهنگی و بروز جلوههای کمنظیر هنری همچون نقشبرجستهها بوده است.
مسجدسلیمان، ایذه، اندیکا، لالی، باغملک و دیگر نقاط واقع در محور شمالی خوزستان و زاگرس، هر یک بخشی از پازل بزرگ میراث الیمایی را در خود جای دادهاند. وجود محوطههای باستانی، بقایای معماری، گورها، نیایشگاهها، استودانها، سنگنگارهها و بهویژه نقشبرجستههای الیمایی در این حوزه، نشان میدهد که ما با یک جغرافیای تاریخی منسجم و بسیار مهم روبهرو هستیم، نه با آثاری جدا از هم و بیارتباط.
بیتردید، این پیوستگی فرهنگی و تاریخی، ضرورت نگاه منطقهای و تخصصی به میراث الیمایی را دوچندان میکند. نمیتوان آثار وابسته به یک حوزه تمدنی واحد را در چندین شهرستان و منطقه پراکنده دید، اما برای مطالعه، حفاظت، معرفی و مدیریت آنها هیچ ساختار متمرکز و علمی در نظر نگرفت. امروز بیش از هر زمان دیگر، نیازمند راهاندازی یک پایگاه الیماییشناسی هستیم؛ پایگاهی که بتواند با رویکردی پژوهشی، حفاظتی و مدیریتی، محور شمالی خوزستان و امتداد آن در زاگرس را زیر پوشش قرار دهد.
این پایگاه باید فراتر از یک عنوان اداری باشد و به مرکزی برای مستندسازی، پژوهشهای میدانی، اولویتبندی کاوشها، حفاظت اضطراری، آموزش جوامع محلی، معرفی گردشگری فرهنگی و هماهنگی میان شهرستانهای دارای آثار الیمایی تبدیل شود. آثار الیمایی امروز در چند شهر و منطقه پراکندهاند، اما هویت آنها مشترک است و مدیریتشان نیز باید بر پایه همین هویت مشترک تعریف شود.
از این منظر، کاوش در کلگه زرین میتواند یکی از نخستین و مهمترین گامها در مسیر تدوین یک برنامه جامع برای شناخت میراث الیمایی باشد. هرگونه تأخیر در مطالعه و حفاظت از این محوطهها، خطر فرسایش، تخریب، دستاندازی و از میان رفتن بخشی از حافظه تاریخی این سرزمین را افزایش میدهد. از سوی دیگر، هر کشف تازه در این محوطهها میتواند درک ما را از ساختارهای سیاسی، مذهبی، هنری و اجتماعی الیماییان عمیقتر کند و جایگاه شمال خوزستان را در تاریخ ایران باستان برجستهتر سازد.
امروز زمان آن فرا رسیده که مسئولان میراث فرهنگی، پژوهشگران، دانشگاهها و نهادهای محلی، با نگاهی مسئولانه و آیندهنگر، برای حفاظت و شناخت میراث الیمایی وارد عمل شوند. محوطه باستانی کلگه زرین مسجدسلیمان نباید در سکوت و بیتوجهی بماند. این محوطه بخشی از یک منظومه تاریخی بزرگتر است؛ منظومهای که نقشبرجستهها، محوطهها و نشانههای تمدنی آن در شمال خوزستان و زاگرس، شناسنامهای ارزشمند از گذشته این سرزمین را پیش روی ما قرار دادهاند.
راهاندازی پایگاه الیماییشناسی نه یک خواسته صرفاً پژوهشی، بلکه ضرورتی فرهنگی، تاریخی و ملی است.
اگر امروز برای شناسایی، کاوش، حفاظت و معرفی این میراث گرانسنگ اقدام نکنیم، فردا شاید برای جبران بسیاری از خسارتها دیر باشد.
انتهای پیام/
نظر شما